با سلام
سرانجام اسراییل به ایران حمله مستقیم نمود.
جنگ جنگ است کسانی موفق خواهند بود که از زمان و مکان درست استفاده کنند.
هرچند هنوز امار درست از حادثه بیان نشده است. اما همین که اجازه به خود داد ه است حمله کند. این کار سخت شده است.تجاوز تجاوز است سکوت جایز نیست.باید راه کار اساسی ذاشته باشند مقامات .
حالا واکنش ایران مهم تر است
ابعاد حادثه برای اینده منطقه و ایران مهم است.
برخی خواهان سکوت و عدم واکنش هستند.یعنی تسلیم. ایا با تسلیم مشکلات حل می شود پس چرا لیبی نماند.
برخی هم خواهان واکنش هستند. حمله کنیم تا بمانیم؟هزینه جنگ زیاد است ولی ادامه راه امکان پذیر است.
انچه متاسفانه در حال شکل گرفتن در جامعه است به نظر تقسیم جامعه است. که در هیچ کجای دنیا چنین رفتاری شکل نمی گیرد مگر ایران.
شما حتی اگر در مناطق روستای ایران از حق خود در استفاده از اب یا راه عبور زمین یا باغ کوتاهی کنی سال ایند بسختی می توانید حاکمیت خود را برای ادامه کار ثابت کنی.گذشت همیشه هم خوب نیست.
به نظر در شرایط امروز اگر پاسخ داده نشود و این حمله وضربه کار ساز برای اسراییلی ها باشد. یعنی ترس ان ریخته باشد پس باید منتظر سیلی های بعد ی هم باشند. انها به هیچ عهدی پایدار نیستند چرا چون منافع انها برایشان مهم است.
پس ایران شبیه به سوریه شده است.این یعنی خطر موشکبار کل ایران از نظامی تا صنایع و خانه مردم .
ایران با سکوت و کم تحرکی می تواند به هدف هر هفته و شاید هر روزه اسراییل وحتی کشور های منطقه شود.
کافیه است که کودکی بزرگی را سیلی بزند دیگر کودکان هم سعی در خود نمای خواهند داشت برای سیلی زدن.
جنگ در هیچ شکل ان درست نیست
باید منتظر حمله از اذربایجان وحتی امارات هم باشیم شاید عراق و افغانستان و حتی عثمانی یا ترکیه.در بیش اگر شیر نباشد شغالان خود نمای خواهن کرد.
اما در برخی موارد حضور در جنگ یعنی بودن یا نبودن حتی برای ادامه نسل ها یک قوم یا اینده یک کشور .
امروز اگر کشوری از حق ذاتی خود بگذرد شاید در چند صباحی ارامش داشته باشد اما اگر دشمن خود را برتر از او ببیند خطر نابودی اورا تهدید میکند. مانند جنگ اذربایجان وارمنستان عقب نشینی ارمنستان شد عامل گستاخی اذربایجان .تهدیدی برای موجودیت ارمنستان شد...مانند زمانی که صدام حسین با ان همه حمایت کویت سرانجام به کویت حمله کرد.حتی اگر بازی بامریکا برای برداشت صدام بوده هم باشد.باز درس اموز است
اما امروز همه می دانند یا باید وارد میدان نمی شدند یا امروز بحث مرگ و زندگی است. پس برای ماندن باید اقتدار ایجاد نمود.
باید در اقتصاد در صنعت ودر کشاورزی و درنظامیگری باید با اقتدار خودرا نشان داد.
برای ماندگاری شرایط ایجاد می کند از خود دفاع کنی و به متجاوز پاسخ دهی. و اما اگر در شرایط زمان و مکان استفاده نکنند کشور به سرنوشت بدی دوچار خواهد شد.
فشار ها افزاپش خواهد یافت تا در داخل بحران سازی شود از طرف رسانه ها ها و بخصوص مطبوعات. اگر دولت و مجلس هم نا کارامد باشند و تعارف کنند کشور رادودستی وارد بحران می کنند
برنامه دشمن در میدان هم جدا کردن همراهان ایران ازایران است از دولت بشار گرفته تا عراق.و حتی مردم لبنان
انها از پایگا های نظامی خود درست استفاده کردند در تمام ضربات به ایران این پایگا ها نقش اساسی داشتند.وتا اموروز هم هیچ پایگاهی هدف نبود. دشمنی را شاید نمی بینندان
اما ایران تا امروز نتوانسته از موقعیت های خود درست استفاده کند.
برای ارامش کشور باید با اقتدار از موجودیت کشور دفاع نمود.
با وقت کشی خطر کشور را تهدید خواهد نمود و هر چه تعداد کشته های طرفدار ایران درمنطقه بیشتر شود .خطر بیشتر می شود.
ودیر تصمیم گرفته شود جنگ به مرز ها وداخل ایران کشیده خواهد شد.
وان وقت دیگر هیچ کسی از شهر وندان ایرانی با هر گرایشی در ارامش و امنیت نخواهند بود.
ای کاش مقامات هرچند در اقتصاد و فرهنگ موفق نشدند بتواند در ارامش و امنیت کار منطقی و درست انجام دهند و ایران را بحران سوق ندهند.
بقول فوتبالی ها حمله بهتر از دفاع است چون در دفاع یک اشباه موجب باخت و پشیمانی می شود. امادر حمله موقعیت گل زدن ایجاد می شود وکمتر درواز تهدید می شود.
اینکه چرا به کشور های منطقه که باانها همکاری نمودند هیچ اسیبی نمی رسد موجب می شود در حمله بعد بیشتر با انها همکاری کنند.
چرا به دکشورهای عراق امارات بحرین و ترکیه اذربایجان اردون هیچ پاسخ عملی داده نشد.
اگر رجز خوانی هم می کنید یک عمل هم داشته باشید
در دهه هفتاد برنامه نویسی اشتباه برای اقتصاد و سیاست در ایران یصورت محرمانه شکل گرفت.
که کشور را بسوی هر روز گرانی کالا و خدمات پیش برد.دردی که مردم از دولت دوم هاشمی تا امروز می کشند.
چند نفرمعلوم حال که امرز برخی درقید حیات هم نیستند و برخی از کرده خود هم پشیمان نیست ایران را بسوی بحران اقتصادی و سیاسی سوق دادند.طرحی از اساس اشتباه......
جنگ با امریکا و غرب به اقتصاد هم کشیده شد.
تحریم ها ایران که بیشتر از سوی ایرانی ها از دولتمردان امریکا درخواسته شده بود .زمینه بحران های اقتصادی را بیشتر نمود.
اما گرانی دلار در دولت هاشمی و حراج کارخانه ها و کارگا های تولید مزه ثروت را برای تازه به دروان رسیده ها ایجاد نمود.کار گزان سازندی اموال کشور را تصاحب کردند. با خصوصی سازی برخی اموال ملت قومیتی جدید در ایران شکل گرفت که بیشتر برای تاراج اموال کشور بود.
برخی یک شبه ره صد ساله رفتند در کمتر از جند سال صاحب ثروت های بی پایان شدند برخی تا 66 شرکت درست کردند برخب با کمترین قیمت کارخانه های هزران ملیاری را بصورت قسطی صاحب شدند
کسب درامد در کنار فروش نفت خام سود های میلیون دلاری برای انها ایجاد نمود. جای کمک به تولید تولید را به واردات گره زدند.
بجای داخل چشم انتظار کمک و صدقه از بیرون شدند....
هر دولت و مجلسی امدن تنها یک تفکر احمقانه را ادامه دادن گرانی دلار راه مبارزه با قاچاق و تحریم است.گرانی سوخت.
کدام قاچاق بحث انحرافی قاچاق ساخته و پرداخت برخی از مدیران در قدرت بود.
اما واقعیت تلخ پس از دولت احمدی نژاد و دادن یارانه شکل گرفت.
گرانی سوخت هم اضافه شده.
تا کنون در طی نزیک به 35 سال نه گرانی دلار و نه گرانی بنزین نتوانسته مشکلی از مشکلات کشور حل کند.
دولت ها یکی پس از دیگری برای فرار از حقیقت دست به این کار می زنند. اما کسری بودجه خود را تامین می کنند به چه قیمت. به قیمت خون مردم ایران.
بنا به برخی اسناد بیش از 11 بار قیمت دلاردارد بصورت دستور اضافه شده و بیش از چند نوبت قیمت سوخت گران شده است. با ترفند های مختلف. با شعارهای مردم فریب نتیجه هیچ
گران نمودن بنزین برای فریب مردم است.
گران نمودن دلار یک اشتباه فاحش است.
چرا خودروی خوب وارد نمی شود؟
چرا خودروی خوب و مناسب در ایران تولید نمی شود/؟
چرا تولید بنزین بیشتر نمی شود؟
چرا نفت خام را با ریال به پتروشیمی و پالیشگاه می دهند و با دلار از انها می خرند؟
بازی گران بازار اقتصاد ایران عوامل اصلی گرانی هستند
مثلث فساد است
بانک ها
پتروشیمی و شرکت نفت
صنایع فولاد....
دولتمردان عروسک دست انها هستند.
تا حاکمیت نتواند بر مثلث شوم تسلت پیدا کند . مردم ایران ارامش سیاسی و اقتصادی نخواهند داشت.
نه قاچاق سوخت مشکل کشور است نه کم بودن قیمت دلار.
مشکل کشور سیاست مماشات با مفسدین اقتصادی و سیاسی است.نبود قدرتی برای برخورد با مفسد . نبود نظارت.
انتخاب و انتصابات وزیران و مدیران اشتباه را هم باید اضافه کنیم.
مدیران نالایق و نا بلد به کمک دشمن خارجی و خیانتکاران نفوذی چرخه ضعیف اقصاد ایران را نابود کردند.تولید داخلی شعاری شده.
هر روز ایران در چرخه حوادث خود ساخته می باشد.....
حوادث در چند ماه اخیر در خاورمیانه بشدت در حال حرکت بسوی جنگ است.
پس اغاز جنگ غزه و سکوت کشورهای عربی در مقابل این کشتار ها منطقه درگیر مسائل جدید تر شد.
کشیدن جنگ به کشورهای دیگر منطقه که با چراغ سبز امریکا و برخی کشور های منطقه بخصوص اعراب و ترکیه شکل گرفت.
جنگ در لبنان به دنبال حمایت حزب الله از مردم غزه شکل گرفت اما رفته رفته گسترده تر شد.
ابتدا شهادت فرماندهان حزب الله بصورت برنامه ریزی شده در طول ننزدیک به 9 ماه که با خیانت داخلی در لبنان همراه بود.
حزب الله همزمان از داخلی و بیرون لبنان ضربات سختی خورد.
وجود افرادنفوذی در بدنه دولت و تشکیلات حزب الله موجب شدت ترور ها دقیق و حساب شده پیش برود.
حوادث داخلی ایران و حذف ریس جمهور شهید رییسی و امیر عبداللهیان منطقه را وارد تنش جدید نمود.
مدیریت نادرست انتخابات در ایران و روی کار امدن اصلاح طبان در ایران منطقه را بسوی بحرانی ترشدن سوق داد.
درست در روز اغاز ریاست جمهوری جدید ایران مهمان این برنامه هنیه در ایران ترور شد.
بازی جدید شکل گرفت ایران تعلل در پاسخگوی به ترور هنیه برای به دست اوردن امتیاز پایان جنگ غزه را در پیش گرفت که بیشتر برای فریب ایران بود.نفوذی ها واکنش را مناسب ندانستند.حضور برخی افراد در حاکمیت تهران مشکلات را بیشتر نمود.
اسرائیل توانست از فرصت استفاده کند و فرماندهان بالاتر مهمتری از حزب اللله را حذف کند.
سرانجام با افزایش شعله جنگ حزب الله و اسرائیل. از ابزارهای جدید در جنگ که سالها پیش طراحی کرده بودن استفاده کردند.
انفجار پیچر ها و بیسیم ها اولین حرکت برای از کار انداخت ارتش حزب الله بود.مج
کشته و مجروح شدن 5000 نفر در دو روز.
سپس اسراییل ها و امریکا در کمترین زمان سعی در حذف فرمانده اصلی ان گرفتند.
سرعت تحولات در منطقه که برخی ان را ناشی از تعلل ایران می دانستند بیشتر شده.
ایران یکی از متهدین خود را از دست داد.گذشت زمان بیشتر به ضرر محور مقاومت شد.
حسن نصرالله به شهادت رسید.
پاسخ دیر هنگام ایران نتوانست بازدارندگی اولیه را برای کاهش حمله به لبنان داشته باشد.
اما سیر تحولات در اینده بدتر خواهد شد.
دخالت دیگر کشور ها برای دامن زدن به جنگ
خیانت های ترکیه و رفتارهای دو گانه مقامات ترک بحران جنگ را بیشتر خواهد نمود.
کشورهای عربی هم خواهان پایان وافعی جنگ نیستند
خاور میانه 2025 را در جنگ خواهد بود.
مگر قبل انتخابات امریکا شرایط تغییر کند تا منطقه در ارمش قرار گیرد
این انتخابات با همه حوادث خود به یک انتخابات احساسی و لجبازی بیشتر شبیه بود
انچه نتیجه را از پیش نمایان می کرد رفتار نادرست نهاد های دست اندر کار اجرای انتخابات بود.
تایید شش نفر که 4نفر دور قبل حضور داشتند.
امدن دو چهره جدید که بخت و اقبال یکی از پیش معلوم بود/
انچه نتیجه خواهد داد برای مردم خیری نخواهد داشت.
انتخاباتی با ناکارامدانی که بازی را ازپیش باخته اند.
به نظر بیشتر بازی با احساسات مردم بود. اختلاف و تناقض در بیان نامزد ها حاکی از راها شدن کشور دارد.
چون تا کنونی کسی را بابت ضربات به کشور و مردم در ایران محاکمه درست نکردند.
همه خودرا عقل کل می دانند اما در عمل خیری برای همه مردم وجود ندارد.