گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم ــ عبدالله عبداللهی:
"غیرقابل اعتماد بودن دولت آمریکا"، تأکید مکرر رهبر معظم انقلاب در برهههای مختلف و بهویژه در دوران حاضر است، با این همه، ایشان با مذاکرات موردی درباره موضوع هستهای که نهایتاً به توافقنامه برجام منتهی شد، موافقت و در موارد متعدد علیرغم تذکرات جدی نسبت به محتوای کلی و روند مذاکره، از تیم مذاکرهکننده کشورمان حمایت کردند.
ایشان از سال 92 حداقل در 10 جا از بیاناتشان بهانحای مختلف به خوشبین نبودن نسبت به مذاکرات تأکید کردهاند، با این حال بهخلاف آنچه در برخی رسانهها بازنمایی شد، هیچگاه این عدم خوشبینی نسبت به حصول یک توافق روی کاغذ مطرح نشده است بلکه درونمایه اصلی مطالب ایشان در این زمینه ناظر به این گزاره است که "نشست و برخاست و حرف زدن با آمریکاییها، مطلقاً تأثیری در کم کردن "دشمنی" آنها ندارد و بدون فایده است." (دیدار مسئولان وزارت امور خارجه و سفرا و نمایندگیهای ایران در خارج از کشور، 22 مرداد 93)
رهبر انقلاب در طول دوران مذاکرات هستهای، در توضیح چرایی عدم خوشبینی به مذاکرات با آمریکاییها، طی دیدارها و سخنرانیهای متعدد و متنوع نکات مبسوطی مطرح کردند که از آن جمله میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
- هدفشان از مذاکره پیدا کردن راه حل منطقی نیست، بلکه تحمیل نظراتشان است (اول فروردین 92 حرم رضوی)
- آمریکاییها غیرقابل اعتماد، غیرمنطقی و ناصادق هستند (30 تیر 92 دیدار مسئولان نظام)
- مذاکره با آمریکا جز در موارد خاص نهتنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضرر هم
دارد (22 مرداد 93 دیدار مسئولان وزارت امور خارجه و سفرا و نمایندگیهای
ایران در خارج از کشور)
- مذاکره با آمریکا مشکلات ما را حل نمیکند (همان)
- از مذاکرات نهتنها فایدهای عاید نشد، بلکه لحن آمریکاییها تندتر و اهانت آمیزتر شد/ طلبکاریشان بیشتر شد (همان)
- آمریکاییها پس از مذاکرات نهتنها دشمنیها را کم نکردند بلکه تحریمها را اضافه کردند (همان)
- اظهارات آمریکاییها نشان میدهد نمیشود به آنها اطمینان و اعتماد کرد (همان)
- نگرانم، چون طرف مقابل حیلهگر است (21 اسفند 93 دیدار خبرگان)
- طرف مقابل بهشدّت اهل فریب و دروغ و نقضعهد و حرکت در خلاف جهت صحیح است (20 فروردین 94، دیدار مداحان)
- من هیچوقت نسبت به مذاکره با آمریکا خوشبین نبودم (همان).
اما علیرغم ارائه چنین تصویر روشنی از علت عدم خوشبینی به مذاکرات هستهای با طرف آمریکایی، یک سؤال شاید برای بعضی نخبگان و طیفی از افکار عمومی مطرح بود که اگر ایشان به این میزان نسبت به غیرقابل اعتماد بودن آمریکا و متحدان مستکبرش یقین دارند، پس موافقت با این مذاکرات و حمایتهای مکرر از تلاشهای تیم مذاکرهکننده چهوجهی میتواند داشته باشد؟ پاسخ به این سؤال نیز در بیانات متعدد ایشان در همان دوران مذاکرات بهصورت واضح و صریحی مندرج است: "ایده دولت" و "تجربه ملت".
از یک سو احمدینژاد ــ هرچند بهصورت آشکار اعلام نکرد ــ اما بهویژه در 2 سال پایانی عمر دولت خود مشخصاً بر این باور بود که مذاکره مستقیم با آمریکا بخش مهمی از مشکلات را حل خواهد کرد و از سوی دیگر با انتخابات 92 دولتی بر سر کار آمده بود که این بار بهوضوح ایده اصلی خود را بهبود اوضاع اقتصادی کشور از طریق گفتگو و تعامل با قدرتهای بزرگ مادی ــ مشخصاً آمریکا ــ توصیف میکرد.
رهبر معظم انقلاب در تاریخ 28 بهمن 92 در دیدار جمعی از مردم آذربایجان درباره تأثیر این مسئله بر موافقت خود با مذاکرات هستهای میفرمایند: "بعضی از مسئولین و دولتمردان ــ دولتمردان آن دولت {دولت احمدینژاد}، بعد هم دولتمردان این دولت {دولت روحانی} ــ فکر میکنند در قضیه هستهای ما با آمریکاییها مذاکره کنیم [تا] موضوع حل بشود؛ گفتیم خیلی خوب، اصرار دارید شما، در این موضوعِ بالخصوص بروید مذاکره کنید؛ ولی در همان سخنرانی اول امسال گفتم من خوشبین نیستم؛ مخالفتی نمیکنم اما خوشبین نیستم".
از سوی دیگر در پی نوع عملکرد رئیسجمهور بهخصوص در 2 سال پایانی دولت احمدینژاد و نیز تبلیغات انتخاباتی حجتالاسلام حسن روحانی و بهویژه بر اثر یک سلسله عملیات روانی پیچیده، حسابشده و طولانی دشمن در عرصه تبلیغاتی، گفتمانی در بخشی از ملت ایران شکل گرفته بود که گمان میکرد مذاکره با آمریکا درباره موضوع هستهای حقیقتاً ممکن است بخش اعظم معضلات اقتصادی کشور را حل کند تا جایی که بارش باران نیز از نظر ذهنی به مذاکرات گره خورده بود!
رهبر معظم انقلاب به این موضوع در سخنرانی مهم خود در تاریخ 12 آبان 1392 اشاره کرده با یادآوری تجربه دیگری که در سالهای 81 تا 83 درباره مذاکره با اروپاییها بر سر همین موضوع هستهای صورت گرفت، میفرمایند: "تجربهای که در سال 82 و 83 در زمینه تعلیق غنیسازی انجام گرفت، که آنوقت تعلیق غنیسازی را در مذاکرات با همین اروپاییها، جمهوری اسلامی برای یک مدّتی پذیرفت، خوب، ما دو سال عقب افتادیم، لکن بهنفع ما تمام شد. چرا؟ چون فهمیدیم که با تعلیق غنیسازی، امید همکاری از طرف شرکای غربی مطلقاً وجود ندارد. اگر ما آن تعلیق اختیاری را ــ که البتّه بهنحوی تحمیل شده بود، لکن ما قبول کردیم، مسئولین ما قبول کردند ــ آن روز قبول نکرده بودیم، ممکن بود کسانی بگویند خوب، یک ذرّه شما عقبنشینی میکردید، همه مشکلات حل میشد، پرونده هستهای ایران عادی میشد".
رهبر معظم انقلاب همین مبنا را درباره مذاکرات هستهای پس از سال 92 نیز مطرح و تأکید میکنند که درباره مذاکرات جدید هستهای نیز علیرغم اینکه خوشبین نیستم،اما موافقت میکنم چرا که "این تجربه ظرفیّت فکری ملّت ما را بالا خواهد برد".
ایشان در تاریخ 19 دی 92 یعنی چندین هفته پس از توافقنامه ژنو و آشکار شدن بدعهدیهای آمریکا حتی در اجرای این توافق موقت، به تجربهای که اندک اندک میرود تا بین "همگان" شکل بگیرد اشاره کرده فرمودند: "آشکار شدن دشمنی آمریکا با ایران و ایرانی و با اسلام و مسلمین و مدلل شدن آن برای همگان از برکات مذاکرات اخیر بود".
به هر صورت، پس از حدود 2 سال کشوقوس تیمهای مذاکرهکننده ایران و 1+5 نهایتاً توافقنامه برجام در وین به امضای طرفین رسید؛ توافقنامهای که منتقدین در داخل ایران ایرادات بسیار جدی نسبت به متن و فرامتن آن وارد کردند. سرانجام این توافقنامه با شروطی که مجلس شورای اسلامی به آن الحاق کرد و نیز شروط 9مادهای بسیار مهمی که رهبر معظم انقلاب در تأیید مصوبه شورای عالی امنیت ملی به برجام تأکید کردند، به مرحله اجرا درآمد. در مرحله اجرا، عهدشکنیهای گستردهای توسط طرف مقابل ظهور کرد و علیرغم اجرای تمام تعهدات ایران طبق برجام که آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز این اقدامات را تأیید کرده، "تقریباً هیچ" ثمری از لغو تحریمها که فلسفه وجودی مذاکرات بود نصیب مردم ایران نشد.
با این حال به نظر میرسد، تجربهای که مهمترین هدف رهبر معظم انقلاب اسلامی از صدور مجوز برای مذاکرات هستهای بود، هم برای دولت و هم برای ملت در حال شکلگیری است. برخی شخصیتهای دولتی احتمالاً پی بردهاند که راه پیشرفت از اتکا به ظرفیتهای داخلی میگذرد و شاید بر همین مبناست که اسحاق جهانگیری معاون اول رئیسجمهور این روزها جلسات ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی را جدیتر گرفته است، اما این تجربه برای ملت ملموستر است؛ هرچه هم برخی شخصیتها در داخل از ثمرات متافیزیکی و غیرقابل دسترس برجام در داخل بگویند، مردم بهصورت وجودی و انضمامی مفهوم "تقریباً هیچ" را درک میکنند. برجام، یقیناً تجربهای است گران که بهقیمت از دست دادن برخی مؤلفههای قدرت ملت ایران در عرصه فناوری هستهای تمام شده است؛ با این حال این تجربه، یقیناً به این قیمتها میارزد.
در همین باره رهبر انقلاب چندی پیش در ضمن بیاناتشان در مراسم سالگرد ارتحال بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، با اشاره به شکلگیری تجربه برجام، تأکید کردند: "یک تجربهای ما در مذاکرات هستهای پیدا کردیم؛ این تجربه را نباید فراموش کنیم. این تجربه این است که اگر ما تنازل هم بکنیم، آمریکا دست از نقش مخرّب خودش برنمیدارد؛ این را ما در مذاکرات هستهای تجربه کردیم. ما نشستیم در جمع 1+5، و حتّی جداگانه با آمریکاییها مذاکره کردیم برای قضیّه هستهای؛ برادران ما، فعّالان پرتلاش ما به یک نقاط مشترکی رسیدند، به یک نتایجی رسیدند؛ طرف ــ که آمریکا باشد ــ یک تعهّداتی کرد؛ جمهوری اسلامی تعهّدات خودش را انجام داد، [ولی] آن طرفِ بدقولِ بدعهدِ بدحساب دارد دبّه میکند؛ تا الآن دبّه کرده است. خیلی خوب، این یکتجربه است، این شد تجربه. حالا خیلیها قبل از این تجربه هم میدانستند امّا بعضی هم که نمیدانستند، حالا بدانند: در هر زمینه دیگری هم که با آمریکا شما بحث و مجادله کنید، شما کوتاه بیایید، تنازل کنید، باز او نقش مخرّب خودش را حفظ خواهد کرد".
حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامهای به روحانی رئیسجمهور و رئیس شورایعالی امنیت ملی، با اشاره به بررسیهای دقیق و مسئولانه برجام در مجلس شورای اسلامی و شورایعالی امنیت ملی و عبور این موافقتنامه از مجاری قانونی، دستورات مهمی را در خصوص رعایت و حفظ منافع ملی و مصالح عالیه کشور صادر و با برشمردن تأکیدات و الزامات ۹ گانه در اجرای برجام، مصوبه جلسه ۶۳۴ مورخ ۹۴/۵/۱۹ شورای عالی امنیت ملی را با رعایت این موارد و الزامات تأیید کردند.
خوش خیالی و دل بستگی برخی به سازمان ملل و اتحادیه اروپا و لبخند ها و دست مخملی امریکایی ایران را وار بازی برجام کرد.
شاید به ظاهر ان رفتار قابل قبو لی بود . اما مذاکره با چه کسی یا چه کسانی کسانی که سابقه درستی نداشتند.
کسانی که در خیانت ید طولایی دارند.
بهر حال نظام برای اثبات دشمن خود مجبور شد تن به مذاکراتب که از ابتدا شکست ان روشن بود بدهد.
اما برخی از اعضای تیم ایرانی مذاکرات از حول حلیم خود را به دیگ انداختند
و حالا باید سال های طولانی بگذر تا بتوانیم از کرده خود رهایی یابیم.
شاید اگر بجای لجابازی شخص ریس حمهور و در طرف دیگر برخی از مخالفیت سر سخت برجام کمی روشنگری وجود داشت و جناب روحانی و دوستانش به درد دل دلواپسان کم توجه می شد گرفتار این باتلاق نمی شدیم.
امروز و تا سال های ایند طناب برجام بر گردن ایران خواهد بود مگر در سطح جهان اتفاق خاصی پیش اید.
برجام برای شناسایی نقاط قوت ایران و نظارت بر اقتصاد ایران و دخالت در امور مختلف ایران انقدر درست طراحی شده است
که هر روز بجای دشمن در داخل ایران در گیری بوحود اید فلان طرح تصویب شود فلان نهاد منحل شود فلان کار شود تا اروپا و امریکا راضی شود و این کا اگر تمام ایران همه به دسشان بدهیم انها سیر نخواهند شد.
چون انها با وجود ایران مخالف هستند به هر صورت که باشد.
برجام اگر درست امضا می شد اگر شروط رهبری عملیاتی می شد برجام نردبان نجات بود.
باور کنیم اگر اینکونه ادامه دهیم باید گغت باتلاقی بنام برجام یر راه ایران است.
هر روز یک بازی و یک تهدید جدید خواهید دید
ای کاش مقامات سیاسی کشور از خواب و احساس بیرون می امدن.
نمی خواهیم دنیا را تهدید کند اگر امکان دارد تیم مذاکرات هسته ای را تغییر دهید؟
چه شده که هر چه زمان ماندن ایران در برجام بیشتر می شود لحن و سخن انها نسبت به ایرن توهین امیز تر و بی ادبانه تر می شود.
این ناشی از وجود افرادی است که توان حرف زدن یا بهتر بگویی عرض اندام در مقابل چند خانم اروپایی ندارند.
اگر جناب روحانی و یا ظریف کم شهامت به خرج دهند و افراد تیم مذاکره را تغییر دهند معادلات انها شاید کمی تغییر کند.
این پاسخ اروپا که شما باید ادامه دهید و به خروج امریکا هیچ واکنشی نشان ندهند یعنی ما هم طبق دستور امریکا علیه شما عمل می کنیم.
بازی مرحله به مرحله ایران را وارد بحران های جدید کنیم؟
ابتدا بعد از برجام از امدن شرکت های بزرگ دم زدن.
با ریخت بتن در اراک همه چیز تغییر کرد
خروج از برنامه توسعه اقتصادی ایران
کاهش خرید نفت از ایران
کاهش سطح تماس با ایران
کم ارزش نشان دادن جان فشانی ایران در مبارز با داعش
و....
پس بهتر است از این رفتار حقارت بار درس بگیریم
برجام برای ایران همچون باتلاقی است هرچه زمان ماندن بیشتر باشد شانس استفاده و نجات از ان کمتر می باشد